خريد

 

با عیالات متحده (همون نرگس گل گلاب) رفتیم برای خونواده هامون هدیه بخریم بفرستیم ایران. از قدیم گفتن برای یه انتخاب خوب آدم باید بدونه که چه امکاناتی داره، برای همین نرگس اول کل فروشگاه رو یه دور اجمالی (حدود 2 ساعت) زد تا ببینه چه خبره و بعد رفتیم سراغ مشروح اخبار، حالا من ميخوام برم قسمت الکترونيکس، ميگه نه بايد بيای نظر بدی. فروشگاه که میگم یعنی یه چیز اندازه کل بازار قائم تجریش. حالا هی نگرانه که این چیزی که برای فلانی گرفتیم خیلی گرونتر از اون چیزی که برای یکی دیگه گرفتیم، يه وقت بهش برنخوره؟ بيا اين پيرهنو امتحان کن، برای پسر داييت خوبه، هم اندازه توئه، برای فلانی چیزی نگرفتیم ها (این فلانی دوست شوهرخاله پسرعمه زندایی مامانمه مثلا  ).

خلاصه بعد از اینکه دیگه پاهامون از راه رفتن درد گرفت، اقلام مورد نظر رو انتخاب کردیم خریدیم و نشستیم تو ماشین. تو ماشین نرگس دائم داره چیزایی رو که خریدیم رو بررسی میکنه و هی میگه اینو باید ببرم پس بدم یکی دیگه بگیرم، بنظرت شوهرخاله پسرعمه زندایی همسایمون، پیرهن مشکی دوست داره یا سورمه ای؟ منم بهش میگم (با لهجه حاج آقایی): خانم، عوض اینکارا به فکر شوهر و زندگیت باش. حالا خیلی از این چیزایی که گرفتیم هم تو ایران پیدا میشه و هم اینکه پول پستش از پول خودش بیشتر میشه. راستش من اولش خیلی مخالفت میکردم، میگفتم یه چیزی که تو ایران 5000 تومنه رو داری میخری 10دلار و تازه 5 دلار هم پول پستشه. اما میدونین چیه؟ اینکه اون اقلام تو ایران هست یا نیست و چقدر هزینه میشه مهم نیست، مهم اینه که دل نرگس شاد بشه. خونوادهامونم دائم ميگن شما که هنوز دانشجو هستين لازم نيست خودتونو به زحمت بندازين. الان دیگه نرگس هر چی میخواد بخره من مخالفت نمیکنم چون میبینم که نرگس چقدر از اينکار لذت ميبره و این ارزشش برای من از چند تا اسکناس خیلی بیشتره.

برای ناپدری نرگس يه پيراهن مردونه و يه کراوات شيک انتخاب کردم. اما شک داشتم که براش بفرستم يا نه. نه اينکه فکر کنيد برای اينکه هنوز ازش دلخورم ميخواستم اينکارو بکنم، ميترسيدم بفرستم و اونهم از رو لجاجتش بندازتشون دور. اما مامان نرگس برای من و نرگس تعريف کرد که تو يه مهمونی ناپدری نرگس اون پيرهن و کراوات رو پوشيده بوده که يکی بهش ميگه ماشاله چقدر خوشتیپ شدين و ناپدری نرگس هم در جواب ميگه: آدم دامادش تو آمريکا باشه همينه ديگه.  

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٤