گواهينامه گرفتن نرگس قسمت چهارم

سلام

قبل از هر چيز اجازه بدين بپردازم به امر خير معرفی وبلاگهای ديگه:

وبلاگ دختر و پسر خيلی جالبه، اين وبلاگ هر روز نوشته مي شود! روزهاي زوج: پسرها - روزهاي فرد: دخترها.

وبلاگ همچون کوچه ای بی انتها هم نقد جالبی بر فقر و فحشا به روایت ده نمکی نوشته. کلا مطلب اين وبلاگ خوندنيه.

روز از نو و روزی از نو، مجبور شدیم تمام داستانی رو که تا حالا برای شما تعریف کردیم برای اونها هم تعریف کنیم. مسئول اونجا گفت که اگه رسید رو بنام نرگس فداکار صادر کنه، اونوقت با رسید اول مطابقت نخواهد داشت و دچار مشکل خواهیم شد و بما توصیه کرد که رسید رو بنام دوبی نرگس صادر کنه و ما هم قبول کردیم.

نرگس رفت برای امتحان شهر، کسی که ازش امتحان میگرفت یه خانم مسن بود که شاید حدود 60 سال سن داشت. یه کت دامن آبی روشن تنش بود و پیراهن سفید. خیلی شیک و ترو تمیز بود. وقتی که سوار ماشین شد به من گفت: " شما اینجا صبر کن تا من و خانوم خوشگلت بریم یه دور بزنیم و برگردیم". اونجایی که ماشینو پارک کرده بودیم، حدود 10 سانت از سطح خیابون بالاتر بود و از یه جای مخصوص باید وارد خیابون میشدی. نرگس از هول اختلاف سطح رو ندید و از روی جدول رفت تو خیابون. نرگس که خیلی هول شده بود با نگاهی مضطرب از پنجره منو نگاه کرد و منهم دویدم سمت ماشین و یه خانمه گفتم: "اینجا چرا یه تابلو نذاشتن که آدم بدونه جدول داره؟" بعد دست نرگسو یه فشار کوچولو دادم که یعنی نگران نباش.

نرگس رفت و چند دقیقه بعد برگشت، قبول شده بود، از ذوقش خانمه رو چند تا ماچ کرد و من بشوخی بهش گفتم خدا رو شکر اونی که داره ازت امتحان میگیره یه خانمه. خلاصه رفتیم تو دفترشون و یه رسید که خانم "دوبی نرگس" امتحانشو داده به ما دادن و راه افتادیم برگشتیم خونه.

بما گفتند که دو هفته بعد از امتحان میتونیم بریم ادامه صدور شماره ملی. قبل از رفتن به اونجا رفتیم اونجایی که نرگس امتحان اولین بار امتحان داده بود و بهشون مسئله رو توضیح دادم و اونها هم گفتند مه مشکلی نیست، همون رسید رو بهمراه پاسپورت نرگس ببرم و بهشون توضیح بدم مسئله حل میشه. ما دوتا هم مثل آدمهای خوش باور راه افتادیم رفتیم اداره صدور شماره ملی. مسئول اونجا گفت این رسید با این پاسپورت مطابقت نداره (که البته حق هم داشت) و من برای بار هزارم داستان رو تعریف کردم. بیچاره خیلی مودب بود و گفت که باید با رییسش صحبت کنه.

بعد مدتی رییسش اومد و گفت که ما باید بریم همونجایی که این اشتباه رو انجام دادن و از اونجا بخوایم که رسید درست رو بما بدن. ما دوباره برگشتیم همونجای اول و خوشبختانه همون پلیسه اونجا بود. بهش گفتم که همونطور که گفتی رفتیم اداره صدور شماره ملی و اونها قبول نکردن. اونهم خودکارشو در آورد و کنار اون رسید با انگلیسی نوشت: "نام نرگس فداکار صحیح است" و رسید رو داد دست من. منم بهش گفتم که اگه میخواستم که خودم میتونستم اینو بنویسم، من یه نوشته با امضا و مهر میخوام. اونم گفت که اجازه چنین کاری رو نداره و من گفتم که میخوام رییس قسمت رو ببینم و اونها هم گفتن که رییس قسمت سرش شلوغه، بعد از حدود یکساعت پلیسه اومد و گفت با رییسم صحبت کردم و اون گفته که ما باید برگردیم اداره صدور شماره ملی و از اونها یه نامه بگیریم مبنی بر اینکه این اشتباه باید تصحیح بشه. به پلیسه گفتم این اشتباهیه که شما کردین، اونوقت اونها باید نامه بنویسن؟ اشتباهی رو که کردین درست کنین تا مشکل من حل بشه. پلیسه هم گفت که این چیزیه که از رییسش شنیده و کاری نمیتونه بکنه. منم دوباره راهی اداره صدور شماره ملی شدم و جریانو بهشون گفتم و اونها گفتن که این اشتباه به اونها مربوط نیست و دوباره منو فرستادن که با رییس قسمت صحبت کنم. خانمی که رییس قسمت بود گفت برو بهشون بگو که اشتباهشو درست کنن و اگه اینکارو نکنن بیا دوباره اینجا من میدونم چه خدمتی بهشون کنم. منم دوباره برگشتم همون جای کذایی و گفتم که بهم چی گفتن و بعد از کلی کلنجار رفتن و بگو مگو قرار شد که از طرف اون قسمت یه نامه مبنی بر اینکه این اشتباه صورت گرفته بفرستن برای اداره صدور شماره ملی. بهم گفتن بعد از دو هفته برم اداره صدور شماره ملی.

بعد از دو هفته رفتم اونجا و همونطور که حدس میزنید اونها گفتن که نامه ای دریافت نکردن.

  
نویسنده : narges ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸۳