گواهينامه گرفتن نرگس، قسمت صفرم

سلام

اول از همه خيلی خوشحالم که ايران در برابر قطر پيروز شد. من که خبر نداشتم و از يکی از دوستانی که آن لاين بود و در ايران زندگی ميکنه پرسيدم. اونهم مسابقه رو در عرض چند دقيقه گزارش کرد برام. خيلی باهال بود.

مدتيه که زياد وقت نميکنم به وبلاگهای دوستان سر بزنم. اما چند تا از اونهايی که ديدم و بنظرم جالب بود رو معرفی ميکنم.

وبلاگ ماندگارترين عشق يه داستان کوتاه و خواندنی داره که حتما بخونيدش.

آدم معمولی هم مطالب باهالی مينويسه.

آقا مجيد هم در وبلاگ انديشه های سالم کلی نصيحت و حرفهای شنيدنی داره.

جريان سفر هم خيلی باهاله. کوتاه و خواندنی.

وبلاگ دوستت دارم هم که مثل هميشه يه پست باهال گذاشته. يه جاش هست که ميگه: هر دختر و پسری که با هم دوست ميشن که حتما نبايد با هم ازدواج کنن.

قبل از اينکه جريان گواهينامه گرفتن نرگسو بگم بزارين يه سری اطلاعات در مورد گواهينامه گرفتن در آمريکا بهتون بدم.

اول اينکه نه ايران گواهينامه آمريکا رو قبول داره و نه آمريکا گواهينامه ايران رو. البته فکر نکنين بخاطر جمهوری اسلاميه ها، زمان شاه هم همينطور بوده. جايی که من زندگی ميکنم (البته فکر کنم اين قانون در سراسر آمريکا باشه) بايد خودت ماشين ببری برای امتحان رانندگی. نکته جالب ديگه اينکه تاريخ انقضای گواهينامه شما ۵ سال بعد از تاريخ آخرين تولديه که بعدش گواهينامه گرفتين. مثلا اگه متولد ۱۵ مهر باشين و گواهينامتونو ۱۴ آبان ۱۳۸۳ بگيرين، چون آخرين تولدتون ۱۵ آبان ۸۲ بوده، گواهينامتون ۱۵ آبان ۸۷ باطل ميشه. بلايی که سر منم اومد. يه هفته قبل از تولدم گواهينامه گرفتم و عملا تاريخ اعتبارش ۴ ساله شد.

با ماشين عموم رفتيم. امتحان آيين نامش که خيلی آسون بود و رفتيم برای امتحان شهر. اونکه از من امتحان ميگرفت يه زنه بود. اولش که جلومون يه ماشين کج ايستاده بود و راه نبود که بريم. زنه گفت دنده عقب بگير از يه ور ديگه بريم و منم بهش گفتم: آبجی ماشين رد ميشه. ماشينو آروم از لای اون ماشينی که کج پارک کرده بود رد کردم. فکر کنم خانم اولين بارش بود که چنين چيزی ميديد و برگشت گفت معلومه راننده خوبی هستی. گفتم ديگه کارم درست شد. بعد رسيديم سر يه سه راه. من ميدونستم که تو سه راه حق تقدم با کسيه که مستقيم داره ميره. ديدم يه ماشين از اون دور داره مياد، اينقدر دو بود که من اگه قدم زنان هم ميخواستم سه راه رو رد بشم بهم نميرسيد. گازشو گرفتم و پيچيدم. بعد بهم گفت که رد شدی چون برای اون ماشين خطر توليد کردی.

بار دوم که امتحان دادم، بازم يارو منو برد دم همون سه راه، منم نامردی نکردم، تا وقتی که از ته افق ميشد ديد که يه ماشين داره مياد می ايستادم تا اينکه خودش گفت ميتونم رد شم و اينبار قبول شدم.

حالا فهميدين اين چرا اين قسمت، قسمت صفرم بود؟؟

مثل پاييز زيبا باشيد

  
نویسنده : narges ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸۳