چت

سلام

شايد اگه ۱۰ سال پيش از يه پسر و يا دختر جوون ميپرسيدين CHAT يعنی چی نميدونست ولی امروز کمتر کسی هست که با اين کلمه آشنا نباشه. توی جامعه ما که هزار جور محدوديت از طرف خانواده و نيروی انتظامی اعمال ميشه. چت يه راه مطمئن برای پسرها و دخترها شده تا با هم حرف بزنن و دوست بشن و خلاصه با هم در ارتباط باشند. يعنی شرايط جوريه که افراد به دنيای مجازی پناه ميبرند.

اون موقع که چت و چت بازی باب شد من با نرگس دوست بودم، لذا خودم تجربه شخصی از دوست شدن بوسيله چت ندارم ولی توی دوست و آشناها ميديدم. تا اونجا که من ديدم بيشتر اوقات دوستی هايی که از طريق چت انجام ميشه زود از بين ميره، اما در مواردی هم بانجام ميرسه. مثلا دوست نرگس از طريق چت با شوهرش آشنا شد  و با هم ازدواج کردن و الان هم ظاهرا همه چی خوب پيش ميره.

حالا من ميخوام نظرمو درباره چت کردن بگم. بنظر من اگر نکات مثبت و منفی ارتباط از طريق اينترنت چت کردن در نظر گرفته بشه اين امکان ميتونه بسيار هم سودمند باشه. نکته مثبت قضيه غير از اونی که در بالا ذکر شد يه چيز ديگه هم هست. اينجا (تو آمريکا) اگه يکی بگه تو چت با يکی آشنا شدم همه با ديد منفی نگاش ميکنند و کلا کار قابل قبولی نيست. چرا؟ چون جامعه و خانواده جلوی جوونها رو نميگيره. اما اين حرف در مورد جامعه ما صحت نداره، يعنی تو چت رومها ميشه آدم حسابی پيدا کرد. اما نکات منفی ارتباط از طريق چت. بنظر من دو مورد اصلی وجود داره، يکی اينکه اثری که يه دقيقه صحبت رو در رو داره، يک ساعت چت کردن نداره. تو چت آدم نميتونه احساساتشو اونطور که هست نشون بده. يعنی چت در زمينه اطلاع رسانی خيلی قويه و در نشون دادن احساسات بسيار ضعيف. پس آيا بهتر نيست که موضوعات احساسی رو از دايره چت خارج کنيم؟ دومين نکته اينکه فرد براحتی ميتونه دروغ بگه. در واقع معمولا توی چت رومها يه پسر يا دختر، يا شخصيت ايده آل خودشون و يا شخصيت ايده آل طرفشونو بخودشون ميگيرن.

بعد که در دنيای واقعی با هم روبرو ميشن کلی سر خورده ميشن. حتی بعضيا هستن که اگه از روز اول در دنيای واقعی همديگرو ديده بودن از هم خوششون ميومد ولی چون تو چت از همديگه يه بت ساختن وقتی همديگرو ميبينن حالشون گرفته ميشه.

اگه برای دلمون و حرفامون ارزش قايل باشيم، نبايد هيچ وقت اونو با فشار چند تا دکمه به کسی که شايد تا حالا نديديمش بگيم. اگه بدونيم که شخصيتهای کذايی در محيط مجازی خيلی بيشتر و بهتر رشد ميکنن اونوقت تا يکيشونو ديديم هول برمون نمیداره.

توی اين مدت که داشتيم داستان مينوشتيم خيليها به من و به نرگس ايميل زدن و ازمون کمک خواستن. جالب اينکه بسياری از اين افراد تقريبا تمام ارتباطاطشون به دنيای مجازی محدود ميشد. اونها فکر ميکنند يه چيز با ارزش رو دارن از دست ميدن در حاليکه هيچ وقت با ارزش بودن اون طرف براشون ثابت نشده. مثل اينکه از دست دادن يه جواهر بدلی، که اصلش کلی ميارزه، آدم غم و غصه بخوره.

بيايم به احساستمون احترام بزاريم و اونها رو به کسی که دوست داريم وقتی که توچشمهاش داريم نگاه ميکنيم بگيم. بيايم به کلمه عشق احترام بزاريم و به کسی که در دنيای واقعی نميشناسيمش کلمات عاشقانه نگيم.

خلاصه کلام اينکه احساسات رو وارد دنيای مجازی نکنيد.

در انتها ميخوام يه چيزو بگم که شايد بنظرتون عجيب بياد. بنظر شما قويترين راه برای اظهار علاقه چيه؟ منظورم فقط بين دختر و پسر نيست. اظهار علاقه بين دو آدمی که همديگرو دوست دارن. شما اگه بخواين به يه نفر بگين که چقدر دوسش دارين، چطوری اينکارو ميکنین؟ قبل از اينکه ادامه مطلبو بخونبين بهش کمی فکر کنين و بعد ادامه بدين.

اگه جوابتون گفتن با زبانه بايد بگم که باهاتون مخالفم. بنظر من قويترين راه تماس فيزيکيه (فکر بد نکنين بقل کردن و دست دادن هم تماس فيزيکی محسوب ميشن) و بعد نگاه و بعد از اون گفتن زبانی.

حيفتون نمياد مفهومی که اينقدر زيبا و لطيف هست رو با فشار چند تا دکمه بيان کنين؟

 

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ،۱۳۸۳