جامعه سنتی ما

نوشته شده توسط امير:

توی وبلاگ LA FEMME FINI این سئوال رو پرسیده بود:

 

مردایی که زندگی مستقل زن و بچه و کار و بار دارن ولی نمی دونم چرا واقعا نمی دونم چرا دائم فکر ارتباط گرفتن با زنای دیگه ان و این قضیه شاید درمورد زنا هم صادق باشه ولی قبول کنین که کمتر دیدید زنی، مادری به بچه و شوهرش خیانت کنه ( راستی چرا اسمشو خیانت می ذاریم؟ تنوع طلبی؟ مدرنیته؟!!)

 

حقيقت تلخي که در جامعه ما وجود داره اينه که ازدواج بر مبناي سکس شکل ميگيره. تو کتاب ديني ازدواج رو وسيله مهار غريزه جنسي به ما درس دادن. مادرا وقتي ميخوان براي پسرشون زن بگيرن ميگن بايد يه عروس خوشگل و ترگل پر گل پيدا کنم. خيلي از مردها چون ديگه غريزه جنسي امونشون رو بريده ميرن زن ميگيرن. سکس هم چیزیه که تو ازدواج بعد از یه مدت عادی میشه. منظورم اینه که حتی اگه یه زن بتونه شوهرش رو از نظر جنسی ارضا کنه باعث نمیشه که اون مرد زیر آبی نره. یه بار با یکی از دوستام که متاهله و زن زیبایی هم داره رفته بودیم بیرون ، دیدم از یه دختره چشم برنمیداره و پرسیدم تو که زن به این خوشگلی داری چرا ؟ گفت چند وقت که از ازدواجت بگذره، دست که به پای خانمت بکشی انگار که دست کشیدی به پای خودت. اين طرز نگاه کردن به ازدواج يعني يک فاجعه. فاجعه اي که بيشترين اثر مخربش متوجه زنان بيوه و دخترهاييکه از زيبايي طبيعي بهره چنداني ندارند. اون طرز فکر اين نتيجه رو هم داره.

خنده دار اينجاست که وقتي جامعه ما چنين گندي ميزنه سعي ميکنه با هزار ترفند و حيله روي مسئله سر پوش بزاره و طلاق رو محکوم ميکنه. تازه قدم جلو ميزاره و کشورهايي که در اون زنها و مردها راحت از هم جدا ميشن رو محکوم به عدم وجود عاطفه بين زن و مرد ميکنه. یادمه سر کلاس معارف تو دانشگاه استاد بادی به قب قب انداخت و گفت درسته که آمریکا از نظر تکنولوژی پیشرفته است ولی اونجا دیگه احساس و عاطفه وجود نداره و طلاق درصدش خیلی بالاست. میخواستم بگم که در اونصورت مسیحیهایی که طلاق رو ممنوع میدونند (حتی برای کسانی که همرشونو از دست دادند) حتماً آخر احساس و عاطفه هستند. البته طلاق تو کشور ما ممنوع نیست ولی اونقدر سختش میکنند که خیلی از مردها همون زیر آبی رو ترجیح میدند.

مطلب دیگه اینکه مردها ذاتاً تنوع طلب هستند. (باور کنید نمیخوام مردها رو توجیه کنم). یه مرد از یه زن دو جور لذت میبره هم عاطفی و هم جنسی ، البته درصدش تو مردهای مختلف متفاوته. اما زنها لذتشون صرفا عاطفیه. برای همینه که تو همه جای دنیا زنهای فاحشه  وجود دارند. یه مرد هر چقدر هم که عاشق زن یا دوست دخترش باشه، یه دختر یا یه زن سکسی براش با یه درخت  فرق میکنه. حالا شما بگین اون مردی که زنش رو فقط برای سکس و مدیریت امور منزل میخواد بیشتر پاش تو اینجور موارد میلرزه یا اون مردی که همسرش بهترین دوست و بهترین همفکرشه؟

 

حالا اين سه تا مطلب رو بزارين کنار هم :

۱. ازدواج بر مبناي سکس

۲. طلاق محکوم

۳. تنوع طلبي مردانه

 

نتيجه همون ميشه که داريم بحثشو ميکنيم. بمب ناپالم . خيلي از مردهايي که تو کشورمون ادعاي غيرتشون ميشه ، فرصت که پيش بياد خوب بلدن زير آبي برن. چون جامعه ما اصلاْ به جوونهاي ما اجازه شناخت همديگرو نميده. فکر نکنيد منظورم فقط شناخت عروس و داماد از همديگه قبل از ازدواجه .کلا شناختي که دخترها و پسرهاي اروپايي يا آمريکايي از هم دارند رو اگر بخواين با شناختي که دخترها و پسرهاي جامعه سنتي ما از هم دارند مقايسه کنيد خندتون ميگيره. توجه کنيد تو ايران معمولاْ دو نوع عدم شناخت وجود داره: اول اينکه افراد قبل از ازدواج معمولاْ نميتونند خوب همديگرو بشناسند و دوم اينکه اصولا هيچکدوم از طرفين در مورد خصوصيات جنس مخالف اونقدرها اطلاع نداره.

خلاصه اينکه مردهايي که زيرآبي ميرن خيلي پست هستند ولي يه کم تقصير تفکرات سنتي جامعه ما هم هست.

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٢