تبادل نظر (ادامه)

سلام
 
شنيدم که سايت پيامگذاری فيلتر شده. درسته؟
 
بريم سراغ ادامه بحث، حرفهای دوست عزيز نيما رو بشنويم:
 
عشق همه جا يک واژه نامحدود است ولی وقتی حرف از عشق زمينی ميزنی داری اونو محدود ميکنی(۱). مسلما هيچ کدوم از ما عاشق بقال يا رفتگر کوچمون نميشيم ولی خيليها عاشق حافظ، مولوی، دکتر سروش، و يا حتی خمينی هستند چون از نظر خودشون به نوعی اونها را دارای خصوصيات آسمانی و بی انتها ميبينند. ماها هميشه ميخواهيم عشق زمينی را مانند عشق آسمانی همانند سازی کنيم (۲) و از اينجاست که مشکلاتمون شروع ميشه، چون اين کار با توجه به محدوديتهای ما امکان ناپذيره و نميخواهيم که ضعفهای طرف مقابل را بعنوان يک واقعيت بپذيريم.
من خودم هميشه قبل از اينکه مريم را بصورت واقعی در اينجا ببينم، او را يک شخصيت آسمانی تصور ميکردم(۳). ولی وقتی مريم به اينجا اومد او را مطابق روياهای خودم نيافتم ولی با اين وجود او را دوست داشتم. ميخوام بگم عشق واقعی را از نظر من در روی زمين نميشه تجربه کرد.
به افراد مسن دور و برمانکه نگاه کنيم اثری از اون عشق پر شور دوران جوانی نميبينيم. دوران عاشقی از بين ميره و و نفر برای هم عادی ميشوند(۴). اگر يک دختر خوب را که به ما مياد و دارای پتانسيل و ظرفيت عشق بالا است را گير بياريم ولی نتونيم اين رابطه را با او بسازيم، او را خيلی زود از دست خواهيم داد. همونطور که من از دست دادم.
 
نيما  
 
سلام نيما
 
ميدونی چيه؟ بنظرم يه کم سخت ميگيری، خيلی از مسائل اون قدرها هم پيچيده نيستند.
 
(۱) راستش اين حرف برای من خيلی مفهوم نيست. اصلا محدود بودن عشق يعنی چی؟
 
(۲) حداقل من جزو ماها نيستم. من عشقم به نرگس رو هيچ وقت با عشقی که به خدا و بشر دارم همانند سازی نکردم. اينها دو مقوله کاملا از هم جدا هستند. بعبارت ديگه عشق زمينی و عشق به خدا و چيزهای شبيه به اون کاملا با هم تفاوت دارند.
 
(۳) من هيچ وقت نرگس رو يک شخصيت آسمانی تصور نکردم، نميکنم و نخواهم کرد. هميشه او را بعنوان يک انسان با شخصيتی عالی تصور کردم با همه خوبيها و بديهايش. راستش وقتی اينو نوشتی حدس ميزنم که چرا ميگی ما عشق رو شبيه سازی ميکنيم. چون شايد خودت اينکارو کردی و شايد به همين دليل بود که موفق نشدی.
 
(۴) روزی که بدنيا آمدی پدر و مادرت چه شور و هيجانی داشتند؟ آيا امروز هم همان اندازه شور و هيجان دارند؟ آيا امروز مثل روز تولدت تشنه ديدارت هستند؟
 
از اينکه در اين بحث شرکت کردی ممنونم
 
-امير کاشانی
 
  
نویسنده : narges ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٤