استخر پارتی

نمرديم و استخر پارتی رفتيم. البته رفتيم که چه عرض کنم رفتم. يکی از دوستانم  در يکی  از ساختمانهای بلند زندگی ميکند و منو برای استخر پارتی دعوت کرد. مونده بودم برم يا نرم. به نرگس گفتم فلانی دعوت کرده بريم خونشون مهمونی ( البته نگفتم استخر پارتيه ) نرگسم گفت که اونشب خودش يه مهمونی دعوته ( از اين مهمونيها که من نميدونم چرا آقايون نبايد باشن) و نمياد و منم مثلا با ناراحتی قبول کردم و گفتم باشه من تنها ميرم. نرگس بيچاره کلی غصه خورد که من بايد تنها برم.

جاتون خالی پارتيش خيلی باهال بود. دوستم استخر رو برای مهمونی رزرو کرده بود. نور افکنهای داخل استخر زيبايی خاصی به اون داده بود. همه با مايوی يه تيکه بودن و کسی مايو دو تيکه نپوشيده بود . با عينک شنا و تو نور نور افکنها زير آب خيلی ديدنی بود مخصوصا که تقريبا همه تو آب بودن.

شام هم جاتون خالی چلو کباب مخصوص از رستوران ايرانی. مهمونی خيلی خوبی بود و تا حدودای نيمه شب طول کشيد. يه چيز مهمونی از همه چيزش بهتر بود اونم اينکه مرد و پسر قاطی بود.

توضيح پس از چاپ: اين پست يه شوخی بود. جريان اين بود که من و چند تا از دوستام که همه هم پسر بودند با هم رفتيم استخر. حدس ميزدم جمله آخر اين مسئله را مشخص کرده باشه ولی ظاهرا بعضی از دوستان دچار سوء تفاهم شدند و در ايميلهاشون و پيامهاشون از من گله کردند. بهرحال ببخشيد اگه سوء تفاهم شد.

-امير کاشانی

  
نویسنده : narges ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤