سفر

سلام

من قراره روز دوشنبه تا پنجشنبه در SAN JOSE باشم و از پنجشنبه تا يکشنبه همراه با نرگس در لس آنجلس. خوشحال ميشيم با شما ديداری داشته باشيم.

موفق باشيد

-امير

  
نویسنده : narges ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٤

درخواست کمک برای طراحی وبسايت

سلام به همه دوستان

اولا ميخواستم ازتون تشکر کنم که اطلاعاتتون رو در دفترچه تلفن من وارد کردين.

من برای کارهای طراحی اين وبسايت به کمک احتياج دارم. در صورت تمايل به من ايميل بزنيد. هدف من اينه که اين وبسايت به هموطنهای ايرانی کمک کنه که بتونن دفترچه تلفنهای اينترنتی داشته باشند و اگر دلشون خواست اونو چاپ کنند و ازش استفاده کنند.

موفق باشيد

امير کاشانی

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٤

دفترچه تلفن فارسی دات کام شد

از آنجاييكه بسياري از عزيزان با مشكل فيلتر بودن هاست مجاني وبسايت دفترچه تلفن و دفترچه يادداشت فارسی مواجه بودند اين وبسايت به آدرس زير انتقال داده شد.

http://www.nargeslove.com

لطفا با استفاده از لينک زير اطلاعات خودتون رو در دفترچه تلفن من وارد کنيد (اگه دوست ندارين تلفنتونو وارد کنيد، حداقل ايميل و آدرس وبلاگتونو وارد کنيد)

http://www.nargeslove.com/phonebook/Directinsert.asp?username=amir

 

با تشکر 

امير کاشانی

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٤

 

سلام

اينروزها هر وقت که سرم کمی خلوت ميشه روی اين نرم افزار دفترچه تلفن فارسی کار ميکنم. راستش تا حالا ۱۸۵ نفر عضو شدن ولی اکثرا فقط عضو شدن ببينن چه خبره و عملا هيچ کس از اون تا حالا استفاده چندانی نکرده. بعد ديدم که حتی خودم هم از اون خيلی استفاده نميکنم. حالا جواب چيه؟

اينکه آدم بشينه يکی يکی تلفنها رو وارد کنه کار سختيه و زمان زياد ميگيره. مخصوصا اينکه من اينو برای کسايی که تو ايران هستند طراحی کردم ( و گرنه نسخه انگليسيش هم اکنون موجوده) و با توجه به قيمت کارت اينترنت، برای کاربرانی که تو ايران هستند مقرون به صرفه نيست. ميگن پولدارها حال فقيرها رو نميفهمن، حکايت ماست که اينجا با CAT 5 و اينترنت با سرعت بالا داريم کار ميکنيم و خبر از شما نداريم که از چه هفت خان رستمی بايد بگذريد.

به هر حال، يه امکان دعوت دوستان اضافه کردم که يه لينک بهتون ميده، اون لينکو به هر کی بخواين ايميل ميکنيد و اون طرف ميتونه اطلاعاتشو در دفترچه تلفن شما وارد کنه. 

من سعی کردم که تا جايی که ميشه اين نرم افزار رو طوری طراحی کنم که هم استفاده از اون ساده باشه و هم اينکه حجم صفحات زياد نباشه. 

يه کار ديگه هم کردم و اونهم اينه که شما ميتونيد همه چيز رو به فارسی و يا به انگيسی وارد کنيد. 

خبر آخر اينکه چنانچه اين مسئله با استقبال روبرو بشه، دات کام خواهد شد و از شر پاپ آپهايی که سرور برای اکانت مجانی ميفرسته هم راحت ميشين.

در پايين هم يکسری توضيحاته در مورد اين نرم افزار.

 

۱. دفترچه تلفن چه امكاناتي را فراهم ميكند؟

به شما امكان ميدهد كه دفترچه تلفن خود را بر روي اينترنت بسازيد. دفترچه تلفن به شما امكان ميدهد كه شماره تلفن، آدرس پست الكترونيك، و آدرس پستي دوستان خود را بر روي اينترنت ذخيره كنيد. شما ميتوانيد ليست دوستان خود در ياهو و يا ايميل سرورهاي ديگر را به دفترچه تلفن خود اضافه كنيد.

۲. مزاياي داشتن اين دفترچه تلفن چيست؟

اين دفترچه تلفن همه جا در دسترس شماست، بزبان فارسي است و علاوه بر اينها شما ميتوانيد نسخه قابل چاپ ساخته و آنرا با قلم زيباي زر چاپ كنيد

۳. آيا اين نرم افزار قابل اطمينان است؟

طراحي سيستم امنيت اين نرم افزار را يكي از دوستان من كه براي يكي از بانكهاي امريكايي برنامه نويسي ميكند انجام داده. بنابراين تدابير لازم براي اين منظور در نظر گرفته شده. با اين حال مديريت اين وب سايت هيچگونه مسئوليتي در قبال داده هاي موجود ندارد.

۴. دفترچه يادداشت چه امكاناتي فراهم ميكند؟

دفترچه يادداشت به شما امكان ميدهد تا يادداشت هاي مورد نظر و آدرس وب سايتهاي مورد نظرتان را ذخيره كنيد. جاي اينكه يادداشتهاي خود را رو يك تكه كاغذ و يا روي دستتون بنويسيد، اونها رو ميتونيد در دفترچه يادداشت اينترتني ذخيره كنيد. مثلا يه وب سايت جالب و يا يه لينك جالب ميبينيد، ميتونيد آدرس اينترنتي اون وب سايت رو با توضيحات لازم ذخيره كنيد. دفترچه يادداشت آدرسهاي ذخيره شده شما را بصورت لينك نمايش ميدهد. در ضمن يادداشتهاي شما ميتواند به زبان فارسي و يا انگليسي باشد.

۵- براي استفاده از اين نرم افزار چه اقداماتي را بايد انجام دهم؟ آيا نياز به فعال كردن زبان فارسي بر روي كامپيوترم دارم؟

اين نرم افزار از يونيكد استفاده ميكند و شما نياز به هيچگونه اقدام خاصي نداريد. همچنين نيازي به فعال كردن فارسي نيست. اين نرم افزار بدون توجه به سيستم عامل بر روي هر كامپيوتر متصل به اينترنت قابل استفاده است.

موفق باشيد

-امير کاشانی

  
نویسنده : narges ; ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤

استخر پارتی

نمرديم و استخر پارتی رفتيم. البته رفتيم که چه عرض کنم رفتم. يکی از دوستانم  در يکی  از ساختمانهای بلند زندگی ميکند و منو برای استخر پارتی دعوت کرد. مونده بودم برم يا نرم. به نرگس گفتم فلانی دعوت کرده بريم خونشون مهمونی ( البته نگفتم استخر پارتيه ) نرگسم گفت که اونشب خودش يه مهمونی دعوته ( از اين مهمونيها که من نميدونم چرا آقايون نبايد باشن) و نمياد و منم مثلا با ناراحتی قبول کردم و گفتم باشه من تنها ميرم. نرگس بيچاره کلی غصه خورد که من بايد تنها برم.

جاتون خالی پارتيش خيلی باهال بود. دوستم استخر رو برای مهمونی رزرو کرده بود. نور افکنهای داخل استخر زيبايی خاصی به اون داده بود. همه با مايوی يه تيکه بودن و کسی مايو دو تيکه نپوشيده بود . با عينک شنا و تو نور نور افکنها زير آب خيلی ديدنی بود مخصوصا که تقريبا همه تو آب بودن.

شام هم جاتون خالی چلو کباب مخصوص از رستوران ايرانی. مهمونی خيلی خوبی بود و تا حدودای نيمه شب طول کشيد. يه چيز مهمونی از همه چيزش بهتر بود اونم اينکه مرد و پسر قاطی بود.

توضيح پس از چاپ: اين پست يه شوخی بود. جريان اين بود که من و چند تا از دوستام که همه هم پسر بودند با هم رفتيم استخر. حدس ميزدم جمله آخر اين مسئله را مشخص کرده باشه ولی ظاهرا بعضی از دوستان دچار سوء تفاهم شدند و در ايميلهاشون و پيامهاشون از من گله کردند. بهرحال ببخشيد اگه سوء تفاهم شد.

-امير کاشانی

  
نویسنده : narges ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤

خدايا شکرت

ساعت حدود ۱۰ شبه و من و نرگس داريم مهمونی. نرگس يه لباس خيلی شيک پوشيده و منهم پيراهن و شلوار و کفشی ( همون کفش ۹۰ دلاری) رو که نرگس با دقت خاصی از بين ميلونها پيراهن و شلوار و کفش برام انتخاب کرده پوشيدم.

همه چی عادی بنظر ميرسه. تصميم ميگيرم سی دی رو عوض کنم. يه سی دی لاو سانگ ميزارم تو ضبط پر از آهنگهايی که منو نرگس هر دو خيلی دوست داريم. خيلی از آهنگهاش همونهايی که تو روز عرسيمون گذاشته بودن. اولين هديه نرگس به من يه عروسک بود که هميشه تو ماشين بالای داشبورد ميزارمش (بالای سرعت سنج و اينها). عروسکه بد جوری زل زده بود تو چشمام.

ياد اونوقتها ميفتم، پنج شش سال به عقب برميگردم. ياد وقتهايی که تو اتوبان همت با نرگس ميرفتيم تا نرگسو برسونم خونشون. دست راستم کمی عرق کرده. اونو از رو دنده ماشين برميدارم و کمی با انگشتهامو باز و بسته ميکنم و دوباره اونو روی دنده ماشين ميزارم. چشمامو به اتوبان ميدوزم و سعی ميکنم حواسم به رانندگيم باشه. اصلا حواسم نيست که نرگس هم ساکته.

ناگهان گرمای يه دست لطيف و مهربونو رو دستام احساس ميکنم، موهای دستم راست ميشه و خون تو رگهام ميدوه طوری که مجبورم چند تا نفس عميق بکشم. دقيقا همون حالتی که سالها پيش داشتم.

نرگس با انگشتهاش با دستم بازی ميکنه، و بعد روشو ميکنه به من، دستشو ميزاره پشت گردنم و با موهام بازی ميکنه. همونکارههای که موقعی که تو ايران بوديم ميکرد. چشمام رو به اتوبان دوختم و اشک تو چشمام حلقه زده و من دندونامو به آرومی به هم فشار ميدم و فقط نفسهای عميق ميکشم.

نرگس آروم تو گوشم ميگه: عاشقتم

و من گرمای دو قطره اشک رو رو گونه هام حس ميکنم.

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٤